به گزارش مفدامشهد، پریسا شاهرخی، روانشناس اداره مشاوره و سلامت روان طی یادداشت علمی ای در خصوص شادکامی پایدار مواردی را مطرح میکند و راه ورود به این شادکامی را نیز بیان میکند که با هم میخوانیم.
شادکامی پایدار
شادکامی پایدار یک حالت روحی و روانی پایدار است که نتایج مثبتی همچون: لذت بردن از زندگی،آرامش و نگاه مثبت به زندگی را به دنبال دارد. شادکامی، افکار، رفتار، تصمیمگیریها و روابط انسان را عمیقا تحت تاثیر قرار میدهد.
راز بسیاری از ناکامیها در زندگی
میان «مشکل داشتن در زندگی» با «مشکل داشتن با زندگی» تفاوت وجود دارد. همه انسان ها در زندگی مشکل دارند، ولی انسان موفق کسی است که با زندگی اش مشکل نداشته باشد و این کار مهارت خاص خود را می طلبد.
در واقع میتوانیم بگوییم که شادکامی یک حالت روحی- روانی پایدار است که نتیجههای مثبتی مانند لذت بردن از زندگی، آرامش و نگاه مثبت داشتن به زندگی را به دنبال دارد و مسلماً این حالت و این نتایج، همگی بر اعمال و افکار و تصمیمگیریهای انسان تأثیر میگذارد.
تعریف لذت
شادکامی با لذت تفاوت دارد. لذت، حالتی گذراست که تحت شرایطی به وجود میآید و بعضاً موقتی است. اما شادکامی حالتی پایدار و تأثیرگذار است که خود منشأ حرکاتی در فرد میشود و از جهت همین تأثیرگذاری است که روانشناسان به این موضوع به عنوان یکی از موضوعات مهم میپردازند.
کسی نیست که از شادی بدش بیاید یا آن را نخواهد، اما در عرصه عمل گاهی افراد قدمهایی را برمیدارند که به خیال خودشان، در مسیر شاد بودن و شاد کردن خود برداشتهاند، ولی درواقع بیشتر و بیشتر از آن دور شدهاند. شادکامی پایدار از عوامل مهم در موفقیت انسان است.
شادکامی زمانی به دست می آید که زندگی انسان در مجموع، همراه با نشاط و خرسندی پایدار و بدون پی آمد منفی باشد. از این رو، شادی با شادکامی متفاوت است. در شادکامی، شادی و لذت آنی هم وجود دارد، ولی هر شادی را نمی توان تأمین کننده شادکامی دانست.
نظریه شادکامی پایدار
این نظریه توسط خانم سونیا لوبومیرسکی (Sonja Lyubomirsky) مطرح شد.
توصیهای برای رسیدن به شادکامی پایدار
انسان ها می توانند تغییرات طولانی مدتی در سطح شادکامی خود فراهم آورند. با به کارگیری فعالیت های ارادی خاص مانند تشکر کردن، تجسم کردن بهترین خود ممکن در آینده و انجام اعمال نیک، شادکامی انسان ها برای هفته ها و حتی ماه های متمادی افزایش مییابد.
زمانی که این فعالیت ها به طور کامل و مداوم انجام می پذیرند (منظور این است که فعالیت در زمان مقرر، متنوع و متناسب با فعالیت فرد باشد)، باعث تغییر در نحوه اندیشیدن و عمل کردن انسان ها در زندگی روزانهشان میشود.
آرگایل" که از صاحب نظران روان شناسی مثبت گراست، در بحث شادکامی تصریح می کند که شادکامی، تنها در سایه شادی ها و لذت های آنی به دست نمی آید و نیازمند داشتن احساس رضامندی و فقدان عواطف منفی است. "داینر" نیز در بحث بهزیستی روانی بر همین مطلب تأکید می کند.
شادکامی به شادی ها و لذت های آنی نیاز فوری دارد، به شرطی که پی آمد منفی نداشته باشد. آنی بودن این گونه لذت ها سبب منفی شدن آنها نیست، بلکه منفی بودن آنها به سبب پی آمدهای منفی آنان است. از این رو، در شادکامی از آن دسته شادی هایی که پی آمد منفی ندارند، استفاده می شود، هرچند لحظه ای باشند.»
جنبههای مختلف شادکامی
دوجنبه میتوان برای شادکامی درنظر گرفت. یکی جنبهای که عینی دارد که بیرونی است و جنبه دیگر جنبه درونی دارد که ذهنی است. جنبه عینی و بیرونی، چیزی است که در واقعیت وجود دارد و و همه انسانها با آن درگیرند.
اما جنبه ذهنی و درونی، همان نگرش فرد نسبت به مسائل زندگی است و در واقع همان چیزی است که او احساس میکند. معمولاً در واقعیت مسائلی جریان دارد و انسانها دریافتهای متفاوتی از آنها دارند.
حتی گاهی واقعیتی در دنیای بیرون وجود دارد که چند انسان از همان واقعیت، دریافتهای حسی و بینشی متفاوتی با هم دارند. از این جهت است که به جنبه دوم جنبه ذهنی و درونی میگویند.
چون تا وقتی در دنیای بیرون هست، یکی است ولی وقتی از مرز فهم و درک انسان عبور میکند و وارد درون او میشود، بسته به نوع نگرش و میزان درک و فهم، صورتهای مختلفی به خود میگیرد.
ارسال نظر